خرید بک لینک
گاهی وسط شلوغیا و هرج و مرج های زندگی، یه ملاقات های یهویی که انتظارشو نداری،حسابی غافلگیرت میکنه و پرتابت میکنه به سالها قبل.

وقتی تو فرودگاه شیراز،سالن دوم،وایسادی و یهو یه چهره اشنای قدیمی رو میبینی که به سمتت میاد و اون لحظه فقط میگی مریم؟؟؟و گل از گل شکفته میشه. دیدن مریم دهقان و همسرش و خونواده ش ،پلی بکی بود به ۱۴سال گذشته و بعد از ده سال از آخرین دیدارمون... گفتم و گفت، خانواده هامون دوست شدن،مامانامون،پدرامون،انگار صدسال همو میشناختن و ما رو به باغ کوچیکشون تو شهرشون،مرودشت، دعوت کردن.

دیدن مریم خاطرات قشنگی رو از چهارسال دانشگاه ،برام تداعی کرد. حالا که مریمم پیدا کردیم،جمع بچه ها بزرگتر شده و یکم از دوره نقاهت درآم و حالم بهترشه، قرار یه دورهمی و کافه بازی رو دوباره برقرار میکنیم. جای بهناز خالی،قراره از استرالیا مجازی تو جمعمون باشه.

غبار غم برود حال خوش شود حافظ

برچسب: نویسنده: بهار اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 7:40

صفحه بندی